تو ببخش عزیز دل درست مثل آن است حالا تو ببخش !
اگر این روزها
حتی پیش چشمان تو کم می آورم
پیش چشمان تو حتی می شکنم...!
که بعد از سال های سال
دل ت تنگ شود
برای مرده ای که دیگر نیست
و بعد
تمام لحظه های ت دوباره زنجیر می شود
و این حس سمج
تا گورستان روح تو را می کشاند
و بعد
اثبات می شود بر تو
که تمام پل های پشت سرٍ دویدن های کودکی مان را
خراب کرده ایم.
آتش زده ایم
و دیگر شاید جز هوایی شدن گاه و بی گاه دل
چیزی از آن روزها باقی نمانده
این بی قراری و اضطراب آنچنان گلویم را می فشارد
که از پاسخ پرسش چشمان ت
باز می مانم
+ نوشته شده در 87/12/15ساعت 18:40 توسط سارا |